مهمان ویژه

برای با هم بودن دعا کنیم

نویسنده:
معمولا مناسبت‌‌ها بهانه خوبی برای یک گفت‌وگوی جذاب و دلنشین هستند. پایان سال و کسب پرکارترین مجری سال 95 هم دقیقا همان بهانه‌ای است که سبب شد سراغ مبینا نصیری مجری و گوینده بانشاط و پرانرژی رادیو و تلویزیون برویم. نصیری همانند اجراهایش که دوستانه و صمیمی است گفت‌وگویی صریح، دوستانه و جذاب با ما داشت...
معمولا مناسبت‌‌ها بهانه خوبی برای یک گفت‌وگوی جذاب و دلنشین هستند. پایان سال و کسب پرکارترین مجری سال 95 هم دقیقا همان بهانه‌ای است که سبب شد سراغ مبینا نصیری مجری و گوینده بانشاط و پرانرژی رادیو و تلویزیون برویم. نصیری همانند اجراهایش که دوستانه و صمیمی است گفت‌وگویی صریح، دوستانه و جذاب با ما داشت. مصاحبه ما را با پركارترین مجری سال 95 و کاندید دریافت تندیس جشنواره مد و لباس فجر و به عنوان بهترین مجری از نظر مد و لباس ایرانی را که صداقت با مردم را رمز موفقیتش‌ می‌داند در خارج از چارچوب این جعبه جادویی بخوانید.
  •    آغاز حرفه‌تان با گویندگی در رادیو بود؟
واقعیتش این است كه از كودكی به این كار علاقه داشتم مثلا یادم‌‌ می‌آید در بچگی یك ضبط كوچیك داشتیم. كارم این بود كه بنشینم پای آن حرف بزنم و صدایم را ضبط كنم آن‌وقت خواهرم گریه‌‌ می‌كرد كه مبینا چطوری رفته داخل ضبط من هم‌‌ می‌خواهم بروم. همه این اتفاقات سبب شد كه خیلی زود همه متوجه علاقه من به این موضوع بشوند. بعد هم به پیشنهاد دوستانم برای تست به رادیو رفتم و قبول شدم. باشگاه رادیو جوان فراخوان داده بود، از بین بیش از هزار داوطلب چهل نفر پذیرفته شدیم حدود دو سال دوره گذراندیم و بعد از امتحانات سه نفر برای كار گویندگی به رادیو جوان معرفی شدند كه یكی از آنها من بودم همان سال هم به خاطر گفتن یک آنونس به من جایزه منتخب گویندگی دادند و كار حرفه‌ایم شروع شد تا بعد كم‌كم وارد تلویزیون شدم و به برنامه سیمای خانواده آمدم.
  •   یعنی پیش از حضور در سیمای خانواده تجربه کار تلویزیون نداشتید؟
جسته و گریخته با تلویزیون همکاری داشتم، مثلا برای گروه کودک و نوجوان شبکه دو برنامه «آفتابگردان» را اجرا کردم و بعد از آن به شبکه‌ جام‌جم رفتم و برنامه «جوانی» و بعد از آن برنامه پزشکی «زیتون» را اجرا کردم.
  • درباره پوشش متفاوت‌تان كه معماری ایرانی را ترسیم‌‌ می‌كند بیشتر توضیح دهید؟
من همواره به دنبال پوششی بودم كه نمادی باشد از كشورم و به نظرم معماری ایرانی در این سال‌‌‌های اخیر بسیار مهجور مانده و برای همین به نظرم آمد با این كار‌‌ می‌توانم این معماری كهن و قدیمی را یادآوری كنم. ضمن اینكه پوششی باشد كه هم آراستگی داشته باشد و هم زیبایی. نحوه‌ پوشش یک انسان گویای بخشی از اخلاق، فرهنگ و حتی تفکر اوست. از روی دیگر این پوشش به غیر از حدود فردی، به حدود اجتماعی هم مرتبط است. بسیاری از رفتارهای ما اگرچه شخصی است اما در برخی موقعیت‌‌ها‌‌ می‌تواند بر جامعه تاثیرگذار باشد و خوشحالم كه توانستم در این زمینه تاثیرگذار باشم‌‌‌. بانوان خیلی استقبال‌‌ می‌كنند و از من سوال‌‌ می‌پرسند كه این مدل مانتوها را از كجا تهیه‌‌ می‌كنم‌‌‌. البته من این مدل‌ها را با وسواس بسیار انتخاب‌‌ می‌كنم چون معتقدم ما باید با داشته‌هایمان كه بسیار هم غنی است فرزندان و نسل آیندمان را آشنا كنیم‌‌‌. به نظر من با توجه به میل انسان و مخصوصا بانوان به زیبایی و خوش‌پوشی، باید الگوهای پوششی زیبا و برازنده‌ زن مسلمان را در جامعه ترویج داد تا ذائقه‌ها به سمت مدل‌هایی که بر مبنای سبک زندگی غربی بنا شده است، نروند. باید بدانیم كه هنر و تاریخ ایران سرشار از طرح‌های متنوع است.
  •    چرا معماری ایرانی را انتخاب كردید؟
به نظر من معماری ایرانی و المان‌های منحصر به فردش، منبع الهام مناسبی برای هنرهای دیگری از جمله دنیای مد و فشن است. طرح‌های ناب کاشی کاری‌‌ها می‌تواند نقش‌‌‌‌هایی با اصالت بر تن لباس‌‌ها باشد و قوس و قزح طاق‌ بناهای باشکوه الگوهایی برای برش. دنیای معماری آنقدر شگفتی دارد که طراحان لباس‌ می‌توانند هر دفعه یکی از آنها را سر لوحه کار خود قرار دهند و طرح‌‌‌‌هایی بزنند که هر کسی را متحیر کند، لباس‌‌‌‌هایی که برش‌های خاص و متفاوتی ندارند با طرح‌‌‌‌هایی خاص و اصیل زینت داده‌ می‌شوند. این طرح‌های خاص عبارتند از نقش‌های مینیاتوری که غالبا با بالاترین کیفیت بر روی تار و پود این لباس‌‌ها نقش‌ می‌بندند و آنها را از لباس‌‌‌‌هایی ساده به لباس‌‌‌‌هایی از جنس اصالت تبدیل‌ می‌کنند.
  •   كدام از كارهای‌تان را دوست دارید؟
«آفتابگردان» گروه نوجوان شبکه دو واقعا بهترین تجربه کاری من بود. چون احساسم این است كه برمی‌گشتم به کودکی‌ام. به نظرم اصلا ارتباط گرفتن با بچه‌‌ها کمک‌‌ می‌کند که ما با بزرگترها هم بهتر ارتباط برقرار کنیم.
  •   در كارتان چه آرزویی داشتید كه برآورده شده است ؟
آرزوها كه نامحدود است و خیلی‌‌ها برآورده نشده اما پذیرفته شدن توسط مردم برایم آرزوی بزرگی بود كه برآورد شده است. اما دراین‌باره‌‌‌ یك خاطره بگویم. در رادیو قانونی داریم که طبق آن همه گویندگان یا مجریان فقط‌ می‌توانند در رادیو یا در تلویزیون فعالیت کنند و نمی‌توانند در هر دو به طور همزمان اجرای برنامه داشته باشند. در آن زمان من از ساعت شش صبح تا دوازده گوینده شیفت رادیو جوان بودم. دقیقا آخرین روزی که قرار بود من به رادیو جوان بروم، شب قبل از آن با خودم فكر كردم كه اصلا نروم. ولی در آخر گفتم بروم و با بچه‌‌ها خداحافظی کنم. رفتم و این خداحافظی برای من و تمام بچه‌های رادیو جوان خاطره شد. آن روز خیلی اتفاقی خانم فاطمه صداقتی، مجری «جوان ایرانی سلام» تماس گرفتند و گفتند که نمی‌توانند بیایند و اصولا در این مواقع گوینده پخش وظیفه دارد که به جای گوینده اصلی برنامه را اجرا کند. به دلیل طرفداران زیادی که خانم صداقتی دارند، این اضطراب در من وجود داشت که کسانی که برنامه را هر روز با صدای ایشان‌ می‌شنوند چه واکنش و بازخوردی خواهند داشت. به هرحال من رفتم و به جای ایشان «جوان ایرانی سلام» را اجرا کردم و خوشبختانه از پیامک‌‌ها و تماس‌های مخاطبان معلوم شد که راضی بودند. واقعا خاطره خوبی برای من بود. مخصوصا به این خاطر که من همیشه آرزو داشتم که برای یک بار در رادیو بگویم: «جوان ایرانی سلام!» و در آخرین روز کاری من این آرزو برآورده شد.
  •   در تلویزیون چگونه برنامه‌‌‌های مختلف را تجربه كردی؟
در تلویزیون پس از برنامه «آفتابگردان» که از شبکه دو پخش شد به شبکه‌ جام‌جم رفتم و برنامه «جوانی» را اجرا کردم که ویژه جوانان خارج از کشور بود که این برنامه با استقبال بسیار خوب بیننده‌‌ها مواجه شد به خاطر اینکه یک گروه برنامه‌ساز خیلی خوب و یک اتاق فکر بسیار خوب این برنامه را هدایت‌ می‌کردند و متن‌های بسیار به روز و جوان‌پسندی برای آن نوشته شده بود. در آن برنامه که حدودا یک سال در آن حضور داشتم شش ماه برنامه به صورت زنده بود و پس از آن به صورت تولیدی ادامه پیدا کرد که البته هیچ‌وقت استقبال شش ماه قبل را به دست نیاورد و بعد از آن به برنامه پزشکی «زیتون» رفتم که خوشبختانه آن هم با نظر مثبت مخاطبان خود روبه‌رو شد. در آن برنامه بخش خبرهای پزشکی و معرفی چهره‌های برتر پزشکی را اجرا‌ می‌کردم. پس از آن به شبکه یک آمدم و البته پیشنهاداتی هم از سایر شبکه‌‌ها بود از جمله برنامه «هنر زندگی» از شبکه‌ جام‌جم که به دلیل شرایط برنامه‌‌ها ترجیح دادم که به شبکه یک بروم.
  •   درباره برنامه پرمخاطب سیمای خانواده بگویید؟
من این برنامه را خیلی دوست داشتم البته كارپراسترس و متنوعی بود مثلا در این برنامه ما در مورد مسائل روز صحبت‌ می‌كردیم. ما یک بخشی را در سیمای خانواده ایجاد کرده‌ایم به نام «حرف دل» که مردم حرف‌های دلشان و شکایت‌های‌شان را از مدیر ساختمان‌شان تا مثلا مدیر فلان سازمان یا مسائل خانوادگی و چیزهای دیگر را برای ما‌ می‌فرستند و این بخش بسیار مورد توجه بیننده‌‌ها قرار گرفته و فکر می‌کنم فضای برنامه را در روزهایی که گروه ما برنامه را اجرا‌ می‌کند به قالب جوان‌تر و عام پسندتری تبدیل شده است.
  •   بهترین و خاطره انگیزترین كاری كه اجرا کرده‌اید، چه بوده است؟
برنامه «شبکه یک شبکه هر ایرانی» بود که فکر‌ می‌کنم برنامه خوبی بود. واقعا این برنامه را دوست داشتم‌‌‌. برای مردم  ترانه  پخش‌ می‌کردم و یک ارتباط بسیار دوستانه، صمیمانه و خوبی با مردم برقرار شده بود .البته ما مردم بسیار خوبی داریم و انرژی بسیار مثبت و خوبی در این برنامه به من داده‌ می‌شد.
  •   به نظر شما در اجرا به عنوان یك مجری باید تا چه اندازه مطالعه كنید یا اصلا باید چه خصوصیت‌هایی داشت؟
مطالعه و تحقیق به نظر من حرف اول را‌‌ می‌زند. مثلا من فكر‌‌ می‌كنم یك دلیل كه حافظه بسیار خوبی دارم همین مطالعه بسیار بالایی است كه دارم‌‌‌. من واقعا حافظه قوی‌ای در به خاطر سپردن متن‌‌ها دارم و یک متن طولانی را در مقابل دوربین از حفظ به راحتی‌ می‌خوانم. ضمن اینكه شب قبل از اجرای هر برنامه سرفصل موضوعاتی را که‌ می‌خواهم بگویم، یادداشت‌ می‌کنم. نه اینکه جمله به جمله آن را بنویسم‌‌‌. ضمن اینكه معتقدم باید جمله‌‌ها را طبق فضای برنامه و آن چیزی که در لحظه به ذهنم‌ می‌رسد بگویم و فکر‌ می‌کنم که طبیعی‌تر و مخاطب‌پسندتر خواهد بود اما سرفصل چیزهایی که‌ می‌خواهم درباره آنها صحبت کنم را‌ می‌دانم. معتقدم مطالعه رمان و به‌خصوص شعر دایره لغوی افراد و به‌خصوص آنهایی را که کار اجرا انجام‌ می‌دهند را گسترده‌ می‌کند و آهنگ و تلفظ بسیاری از جملات و کلمات را به ما‌ می‌آموزد. این کار را من از استاد «بهروز رضوی» یاد گرفتم که‌ می‌گفتند شعر زیاد بخوانید و همین‌طور فیلم دیدن‌ می‌تواند بسیار مفید باشد و در مورد خودم من بسیاری از دیالوگ‌‌ها و جملاتم را از فیلم‌های مرحوم «علی حاتمی» اقتباس‌ می‌کنم؛ چون بسیار صمیمانه و دلنشین هستند. به هر حال برای انجام هر كاری مطالعه حرف اول و اخر را می‌زند در كار ما هم كه به نظرم هیچ اصلی از این بالاتر نیست. ضمن اینكه رشته تحصیلی من مترجمی زبان انگلیسی است. بله من کار ترجمه هم انجام می‌دهم و این مسئله در کار اجرا هم خیلی به من کمک کرده چون در خیلی از اجرا‌ها در مواقعی که مهمانان خارجی هم حضور دارند من به صورت دو زبانه بر روی استیج اجرای برنامه کرده‌ام.
  •   استقبال مردم چگونه است ؟
خیلی خوب بود . ما مردم خیلی خوب داریم به نظر من برای ما مجریان بزرگترین حامیان همین مردم هستند انرژی كه شما از مردم می‌گیرد وصف نشدنی است من واقعا از اینكه مردم دوستم دارند لذت می‌برم هر برنامه‌ای را به شوق همین مردم شروع می‌كنم و خدا را شاكر هستم كه موقعیتی پیش آمد كه بتوانم در خدمت مردمی باشم كه دوستم دارند. هیچ چیز بالاتر از این نیست. ضمن اینکه هر اندازه با مردم صادق باشی موفق‌تری .اینکه خود واقعیت را ببیند و چهره و رفتارت همان باشد که در خارج از چارچوب این جعبه جادویی است‌. اینطور راحت‌تر می‌پذیرند و قبولت می‌کنند.
  •   تا به حال تپق زده‌اید یا اینكه به اصطلاح گاف بدهید؟
گاف به آن صورت نداشتم اما ماحصل اشتباه همكاران به نام من خورد و اتفاقا این موضوع سبب شد تا مدت‌‌ها هم بیكار بمانم.
  •   می‌توانید بگویید جریان چه بود؟
در دومین روز از حضورم در برنامه «امروز هنوز تموم نشده» حاضر شدم. نویسنده مطلبی به من داد برای خواندن که اتفاقا پیامک بیننده‌های برنامه هم نبود و حاصل تراوشات ذهنی نویسنده برنامه بود. در پایان یک جمله، کلمه‌ای نوشته شده بود و قرار بود که من بدون گفتن عبارت دقیق با آن کلمه شوخی کنم و البته اشاره‌ای هم به شخصیت عروسکی کلاه قرمزی داشت. همکار بنده بدون اطلاع از سناریو و در حالی‌که اصلا حق دخالت در آیتم من را نداشت چیزهایی گفت و من برای اینکه دست بردارد و بگذارد کارم را انجام دهم ناچار شدم غیرمستقیم اشاره کنم كه ایشان از دخالت در کار من منصرف شود. کامران نجف‌زاده لطف كرد و در خبر 20:30 علی‌رغم انتظاری که‌ می‌رفت غیرحرفه‌ای عمل کرد و بدون اطمینان از واقعیت ماجرا به آنچه روی آنتن دیده بود بسنده کرد. با سال‌‌ها آبروی کاری من بازی شد‌‌‌. فردای آن روز مدیر شبکه نویسنده را اخراج کرد و من دو سال تمام خانه‌نشین شدم. البته حالا از آن روزها خیلی گذشته و من خدا را شكرم با اینكه به كسی متصل نبودم بر اساس توانمندی‌های خودم دوباره سر كارم برگشتم و خوشحالم كه پله‌ها را خودم به تدریج طی كردم. من از اجرای آیتم بسیار کوچک در رادیو صدای آشنا کارم را شروع کردم. بارها برای رادیو تست فرستادم اما حتی صدایم را نشنیدن. با زحمت و استخون خورد کردن مراحل پیشرفت را طی كردم. خدا را شكر می‌كنم كه هرگز به كسی وابسته نبودم به كسی هم باج ندادم.
  •   سخت بود این دوران؟
خیلی. خیلی حرف‌‌ها زده شد، کنایه‌‌ها شنیدم، حتی از برخی همکاران همیشه حق به جانب که اتفاقا تلویزیون را ملک پدری‌شان‌‌ می‌دانستند خیلی تاختند‌‌‌. دلم را شكستند خدا را شكر مهم این است كه الان اینجا هستم در كنار مردم و از وجودشان انرژی‌‌ می‌گیرم .
  •   در این دوران كه كار نمی‌كردید به چه كارهایی مشغول بودید؟
در زمانی که کار نمی‌کردم در حوزه مد و لباس خانم‌‌ها فعالیت‌ می‌کردم، فوق لیسانسم و کار نویسندگی را که بسیار دوست داشتم ادامه دادم. همچنین کار ترجمه انجام‌ می‌دادم و سعی کردم  کتاب تالیف کنم که البته هنوز ناتمام است، به موسیقی هم پرداختم‌‌‌. البته کار اجرا و گویندگی کارهای مختلف تلویزیونی و نریشن‌‌ها را انجام‌ می‌دادم و اجراهای برنامه‌های  سازمانی را هم داشتم.
  •   در حال حاضر اجرای چه برنامه‌هایی را دارید ؟
بعد از اجرای برنامه خانواده شبکه یک برنامه همین امشب و سیب سلامتی در شبکه سلامت  و برنامه خانه مهر در شبکه جام جم که قریب به 2 سال است اجرا می‌کنم و به لطف و انتخاب مردم خوبم بهترین مجری این برنامه هم انتخاب شدم تا الان.
  •   مهم‌ترین تفریحات‌تان چیست؟
مطالعه،کتاب خواندن و موسیقی مهم‌ترین تفریحم است.

كوتاه از مبینا نصیری
این مجری جوان کارش را با گویندگی در رادیو صدای آشنا و بعد رادیو جوان شروع کرد. او که از زمان کودکی به این حرفه علاقه‌مند بود نخست از طریق رادیو با مردم هم صحبت شد. سال‌های فعالیت در رادیو با موفقیت سپری شد تا جایی که عنوان بهترین گویندگی (آنونس) در جشنواره رادیو جوان را از آن خود کرد و از همین طریق فرصت اجرا در تلوزیون و برنامه آفتابگردون شبکه دو را پیدا کرد و اولین کار تصویری کارنامه هنری وی شد. در پی آن برنامه‌های زیتون و جوانی شبکه جام جم، برنامه صعود و مکتب‌خانه غیرانتفاعی شبکه آموزش‌، سیمای خانواده، صبح بخیر ایران‌، سال تحویل ۹۳‌، امروز هنوز تموم نشده‌، شبکه هر ایرانی‌، ویژه برنامه‌های روز زن‌، روز دختر و …. را در شبکه یک اجرا کرد. وی مترجم زبان انگلیسی و مدرس دانشگاه است و به سفر، ‌عکاسی‌، موسیقی‌، نوازندگی پیانو‌، نویسندگی‌، ترجمه‌، آشپزی‌، طراحی دکور و به خصوص اجرای زنده علاقه دارد. هم اکنون اجرای برنامه «اینجا ایران است» را از شبکه جهانی جام‌جم که چهارشنبه و پنجشنبه هر هفته بر روی آنتن می‌رود را هم بر عهده دارد.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code